محمد بن هندوشاه نخجوانى

پيشگفتار 33

دستور الكاتب في تعيين المراتب ( فارسى )

استعمال اصطلاح « ديوان مساس » توسط محمد نخجوانى بسيار شايان توجه است . اين ديوان با صنايع ، فعاليت صنعتگران و توليدات صنعتى رابطهء كامل داشته كه براى رشد شهرها ، وضع بازرگانى و سازمان‌هاى حرفه‌اى مهم بوده است . فكر ميكنيم كه منظور از « ديوان مساس » سازمانى بود كه صنعتگران رشته‌هاى گوناگون را متحد ميساخت و ضمنا مانند ديوانهاى ديگر در اين ديوان نيز « دفاتر » مربوط به « ديوان مساس » حفظ ميشد . احتمال زياد دارد كه درين دوره كارگاههاى صنعتى ( كارخانه ) متعلق بدولت وجود داشتند كه در آنها عدّه زيادى صنعتگر كار ميكردند . آنها مشغول توليد مصنوعات گوناگون ، از جمله اسلحه براى دولت بودند . اين صنعتگران در اختيار « ديوان مساس » قرار داشتند و دستمزد دريافت ميكردند كه از ميزان آن اطلاعى در دست نداريم . بطوريكه از نوشته‌هاى محمد نخجوانى پيداست ، براى پرداخت دستمزد صنعتگران از ولايات وجوهات ميگرفتند و اين مبلغ به « ديوان مساس » تحويل ميشد « 1 » كليّهء اين ديوانها ، بجز ديوانهاى شخصى سلطان و نظامى ، تابع وزير اعظم - صاحب ديوان بودند . در هر ديوان خزانه‌اى با عدّه‌اى

--> ( 1 ) - محمد نخجوانى ، متن انتقادى ياد شده ، جلد اوّل ، قسمت دوّم ، ص 439 ؛ . . . صاحب معظم جلال انور را خواجه شمس الدين مىبايد كى چون واقف گردد دفاتر ديوان مساس را كه در عهدهء اوست بابروات كه جهت وجوهات مساس از ديوان بر ولايات اطلاق رفته به زودى اينجا آرد .